تبلیغات
***محمد مهدی نوریزاده***
تاریخ : پنجشنبه 25 اسفند 1390
نویسنده : محمد مهدی نوریزاده



 


 


ورزش و تغذیه


 


رژیم غذایی یک ورزشکار باید در یک مطلب اساسی با رژیم غذایی فرد عادی تفاوت داشته باشد . ورزشکاران علاوه بر احتیاجات زندگی روزمره ، نیاز به سوخت برای تمرین و مسابقه دارند غذا سوخت لازم برای ورزشکاران را تأمین می کند ولی اغلب ورزشکاران از سوختی که در مخازن خود میریزند غافلند . پروتئین ، چربی و کربو هیدراتها سوخت بدن ( انرژی ) شما هستند . همه غذا ها ترکیب یکسانی از نظر محتوا ندارند . همانگونه که ماشینهای مسابقه نیاز به بنزین با درجه اکتان بالا دارند. ورزشکاران نیز نیاز به مواد غذایی دارای درجه کربوهیدرات بالا دارند .


کالری


یک ورزشکار نوجوان ( به خصوص فردی که در حال رشد است ) نسبت به هر زمان دیگری از زندگی نیاز بیشتری به کالری دارد . انرژی مورد نیاز همچنین به نوع ورزش تخصصی و برنامه تمرین شما بستگی دارد . یک دختر نوجوان با جثه متوسط که دارای فعالیت متوسط و هنوز در حال رشد است به حدود 2200 کالری در روز نیاز دارد ، حال آنکه یک دختر 15 ساله با جثه کوچک که رشدش کامل شده به حدود 1800 کالری یا کمتر نیاز دارد . پسران نوجوان بالاخص نیاز بسیاری به کالری دارند . یک پسر نوجوان در حداکثر رشد ممکن است به 4000 کالری در روز احتیاج داشته باشد . میزان کالری که در ورزش نیز می سوزد متفاوت است تمرین پیش از یک فصل در یک تیم فوتبال ممکن است در روز 500 کالری یا بیشتر بسوزاند.


کربوهیدراتها


کربوهیدراتها بهترین سوخت برای ورزشکاران هستند.چرا که در مقایسه با چربی و پروتئین برای سوختن نیاز به اکسیژن کمتری دارند.در صورتی که به اندازه کافی از کربوهیدراتها استفاده کنید قادر خواهد بود شدیدتر ورزش کنید.(چه در هنگام ورزش و چه در مسابقه)


یک رژیم پر کربوهیدرات به شما اجازه میدهد که به خاطر بازسازی ذخایر کربوهیدراتی و کاهش زمان بازگشت به حالت اولیه سخت تر تمرین نمایید.رژیم غذایی در زمان تمرین به ویژه حائز اهمیت است.چرا که اگر شما قادر به تمرین شدیدتر باشید،در طی مسابقه نیز به سطوح بالاتری از کارایی می رسید.هر بادی60-50 در صد کالری مصرفی خود را از کربوهیدراتها تأمین کند.به عنوان یک ورزشکار شما حتی به مقادیر بیشتری در حد 70-60 در صد کالری مصرفی 10-6 گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن نیاز خواهد داشت.در صورتی که یک ورزشکار استقامتی هستید،نیاز شما به کربوهیدرات میتواند تا 90-70 در صداز کالری مورد نیاز روزانه شما افزایش یابد.


غذاهای کم محتوا ذخایر کربوهیدرات بدن شما را کاهش خواهد داد و انرژی شما را تحلیل خواهند برد.به نحو مشابه،در صورتی که به جای کربوهیدراتها از غذاهای پرچرب و پر پروتئین استفاده کنید،نخواهید توانست انرژی مناسب برای تمرین و مسابقه مطلوب را تأمین نماید.


پروتئین


زمانیکه به عنوان منبعmaintenance انرژی بکار رود پروتئین در رشد،نگه داری و ترمیم بافتهای بدن دخالت دارد.بر خلاف کربوهیدراتها یک سوخت گرانبها و کم بازده به شمار می آید.از آن جهت گرانبها محسوب می شود که به خاطر مصرف شدن به عنوان سوخت، پروتئین نخست باید به کربوهیدرات یا چربی تبدیل شود که مستلزم صرف انرژی و تولید سموم است.شما برای دفع سموم آب را از دست می دهید که میتواند به کم آبی(دهیدراسیون) منجر شود که خطری برای ورزشکاران است.از آن جهت کم بازده است که استفاده از پروتئین به منظور تأمین انرژی با نقش اولیه پروتئین یعنی رشد،نگهداری و ترمیم بدن سازگار نیست.


از آنجا که بدن ورزشکاران کمی بیشتر در معرض آسیب و جراحت می باشد،نیاز ورزشکار به پروتئین کمی بیشتر از یک فرد غیر ورزشکار است.در صورتی که ورزشکار به برنامه های پرورش اندام و افزایش حجم عضله می پردازد،نیاز به پروتئین بیشتری دارد.برای ورزشکاران استقامتی پروتئین نقش یک باک سوختی ذخیره و به عنوان پشتیبانی کربوهیدراتها سوخت اصلی را ایفا می کند.در کتب،توصیه میشود که یک ورزشکار در حال رشد حدود5/1 گرم پروتئین به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن مصرف کند.استفاده از یک رژیم متعادل نیاز پروتئینی ورزشکار را تأمین میکند و نیازی به مکمل های پروتئینی وجود ندارد.مصرف زیاد پروتئین میتواند با افزایش ازت،اوره و آمونیوم موجب ضعف شدید گردد.در ورزشکارانی که فراورده های گوشتی و لبنی را مصرف نمی کنند یا رژیم های خاص گیاهخواری دارند ممکن است نیاز به پروتئین تأمین نشود.


به هر حال همیشه باید این 8 نکته را مد نظر قرار داد که رشد عضلانی با خوردن غذاهای پر پروتئین افزایش نمی یابد بلکه ورزش است که باعث بزرگی عضلات میگردد.


چربی


با وجود آنکه اغلب ورزشکاران تلقی نامناسبی از چربی دارند،شما باید بدانید که چربی یک ماده مغذی ضروری است و نقشهای حیاتی زیادی را ایفا می کند.


چربی پوست و بدن را تشکیل می دهد.


از طریق ساخت هورمونها بدنتان را تنظیم میکند.


به حالت عایق و محافظ برای احشای داخلی عمل میکند.


به ترمیم بافتهای آسیب دیده و جنگ با عفونت ها کمک میکند.


منبعی برای انرژی است.


چربیها راهی برای ذخیره انرژی در بدن هستند.چربیها را به عنوان یک باک ذخبره در نظر بگیرید.شما دوست دارید که سوخت ذخیره کافی داشته باشید ولی یک باک سنگین به قیمت از دست رفتن سرعت و قدرت شما تمام می شود.


ورزشکارای تقریبأ به همان اندازه افراد غیر ورزشکار به چربی نیاز دارند.ولی از آنجا که ورزشکاران به کالریهای بیشتری نیازمندند و باید نیاز مضاعف خود به کالری را از کربوهیدرتها تأمین کنند،درصد توصیه شده کالری از چربی کمتر است(25-20 درصد برای ورزشکارران در مقابل 30-20درصد برای غیرورزشکار)


به عنوان مثال یک غیر ورزشکار و یک ورزشکار ممکن است هر دو 600 کالری از چربی بدست آورند،ولی در فرد غیرورزشکار 2000 کالری و در فرد ورزشکار3000 کالری است.کربوهیدراتها و پروتئین باید 1000 کالری اضافی مورد نیاز ورزشکار را تأمین کنند.


مایعات و الکترولیتها


ورزشکاران به نوشیدن مایعات و الکترولیتهای اضافی نیاز دارند تا بدنشان را سرد نگه دارند.یک فرد بزرگسال متوسط باید در روز10- 8 لیوان مایعات مصرف نماید.نیاز شما به مایعات ممکن است در زمان بیش از یک ساعت فعالیت در گرما به دو یا حتی سه برابر افزایش بیابد حتی در روزهای خنک و فعالیت های کوتاه مدت شما باید بیشتر از یک فرد غیر ورزشکار بنوشید.


ویتامین و املاح


زمانی که انرژی بیشتری مصزف کنید،افزایش می یابد.نیاز شما به بسیاری از ویتامین های خانوادهB که به بدن در سوختن کربوهیدراتها کمک میکنند در غلات و حبوبات یافت میشود.ویتامین های B و آنهایی که به پردازش پروتئینی ها یاری میرسانند در فراورده های گوشتی و لبنی وجود دارند،بنابراین شما می توانید از طریق خوردن بیشتر این غذا با یک تیر دو نشان بزنید و افزایش نیاز خود به انرژی را رفع کنید.





موضوعات مرتبط: بهترین اخبار بروز دنیا ,
تاریخ : پنجشنبه 25 اسفند 1390
نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

                                                         


حوصله و اخلاق شما را بهبود می بخشد


ورزش مواد شیمیایی ضد درد را در بدن آزاد می کند این مواد شیمیایی هورمون های آرام بخش درد، روحیه بخش و مسکن و خواب آور درونی خود بدن هستند. ورزش کشش و تنش های روحی شما را آرام کرده و استرس و نگرانی را در شما مرتفغ می سازد


مغز را به فعالیت وامی دارد


 چون ورزش جریان خون را به سمت مغز افزایش می دهد ، ورزش برای مغز و سر شما به اندازه ی بدن شما مفید است. ورزش می تواند به تمرکز حواس شما و همچنین استراحت و آرامش مغز شما حتی در هنگام خواب کمک کند


وضعیت مزاجی شما را بهبود می بخشد


ورزش وضعیت گوارشی را بهبود بخشیده و عبور غذا از روده ها را تسریع می کند. افرادی که دچار یبوست هستند اغلب پس از ورزش ، شاهد بازگشت روده ها به حالت عادی خود هستندبنابراین مرتب ورزش کنید تا وضع مزاحی و گوارشی و دفع مواد زائد بدن شما مرتب انجام شود


خطر ابتلا به سرطان را کاهش می دهد 


ورزش نه تنها خطر احتمال ابتلا به سرطان روده را می کاهد بلکه با تحقیقاتی که دانشمندان انجام داده اند متوجه شدند که با ورزش بروز همه انواع سرطان ها کاهش می بابد. ورزش و یکم رژیم غذایی کم چرب همراهان خوبی در بدست آوردن سلامتی شما هستند. رژیم غذایی بدون ورزش مقدار کمی چربی از شما می سوزاند و احتمالا دوباره چربی را بدست خواهید آورد. همچنین ورزش بدون تغذیه خوب ، معادل لاغری کم و یا از دست ندادن چربی است


خطر ابتلا به بیماری دیابت غیر ارثی را کاهش می دهد


ورزش ملایم و آرام که فقط 200کالری در روز می سوزاند مانند یک پیاده روی 30 دقیقه ای می تواند خطر ابتلا به دیابت غیر ارثی را بکاهد. ورزش تاثیر انسولین را با کمک در رفع قند از خون قبل از اینکه به عنوان چربی ذخیره شود افزایش می دهد


ایمنی و مصونیت بدن را افزایش می دهد


ورزش مرتب و ملایم تعداد سلول های گلبول سفید را افزایش می دهد تا توانایی بدن در برابر عفونت ها بیشتر شود


ورزش همچنین تعداد سلول های کشنده. (سلول های بخصوصی که برای جنگ با بیمارهای جدی و خطرناک تجهیز می شوند)را افزایش می دهد و تولید پادزهرها را در بدن می افزاید


راه دیگری که ورزش توسط آن ایمنی بدن را افزایش می دهد کاستن استرس و نگرانی است. زیرا استرس به خودی خود می تواند سیستم ایمنی بدن را تحت فشار و تاثیر منفی خود قرار دهد


میزان کلسترول خون را می کاهد


ورزش همراه با یک رژیم کم چربی می تواند میزان کلسترول بد (مضر) را دوبرابر بیشتر از رژیم تنها کم کند . ورزش میزان کلسترول خوب خون را افزایش می دهد





موضوعات مرتبط: بهترین اخبار بروز دنیا ,
تاریخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390
نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

ابوحفض یا ابوالفتح غیاث الدین عمر بن ابراهیم نیشابوری مشهور به خیام،از برجسته ترین حکما و ریاضیدانان جهان اسلام در سال 429 ه ق در نیشابور به دنیا آمد. وی همچنین شاعر معروف ایرانی در قرنهای پنج و شش است. خیام در نیشابور به دنیا آمد. بعد ها به دلیل آنکه پدرش خیمه دوز بود به خیام معروف شد. کمتر می نوشت و شاگرد می پذیرفت،با این حال به عنوان استاد علوم مورد احترام دانشمندان هم عصر خود بود. وی برای کسب دانش به خراسان و عراق نیز سفر کرد. به واسطه تبحر و دانش عظیمی که در ریاضیات و نجوم داشت،از سوی ملکشاه سلجوقی فراخوانده شد. ملکشاه به او احترام می گذاشت و خیام نزد او قرب و منزلت ویژه ای داشت.او بنا به خواست ملکشاه در ساخت رصدخانه ملکشاهی و اصلاح تقویم با سایر دانشمندان همکاری داشت.حاصل کارش در زمینه تقویم جلالی آن است که هنوز اعتبار و رواج دارد و تقویم او از تقویم گریگوریابی دقیق تر است.


در حدود 12 اثر از خیام در علم و فلسفه به جای مانده است،اما همین آثار اندک،وی را در سراسر جهان به شهرت رسانده است.از دیگر آثار او می توان به رسلة فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس،رساله فی البراهین علی المسائل الجبر و المقابله(جبر خیام)،میزان الحکم رسالة الکون و التکلیف،الجواب عن ثلاث مسائل الضیاء العقلی،رسالة فی الوجود، رسالة فی کلیة الوجود، نوروز نامه و کتاب الزیج الملکشاهی که به رومی نیز ترجمه شده است.


اشعار خیام بیشتر به زبان پارسی و تازی هستند. مضمون عمده رباعیات خیام شک و حیرت، توجه به مرگ و فنا و تذکر در مورد مغتنم شمردن عمر آدمی است.


خیام در سال 517 ه ق چشم از جهان فرو بست. وی را در زادگاهش نیشابور به خاک سپردند.




موضوعات مرتبط: زندگی نامه دانشمندان ,
تاریخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390
نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

هیچ دانش آموزی نیست که نام ابوریحان بیرونی برایش نا آشنا باشد او دانشمند،ریاضی دان، منجم،جغرافی دان و فیلسوف و جهان گردی بزرگ بود. ابوریحان از مردم خوارزم بود و چون در بیرون از شهر خوارزم بدنیا آمد ،به بیرونی معروف شد.


ابوریحان در سال 362 هجری قمری چشم به جهان گشود. او اوایل عمر را در خوارزم گذراند و سپس چند سالی در دربار شمس المعالی قابوس وشمگیر بعد به خوارزم برگشت.


او در زمان لشکر کشی سلطان محمود غزنوی به خوارزم در آنجا بود و همراه سلطان محمود به غزنه و سپس در جریان لشگر کشی سلطان محمود به هندوستان رفت .


ابوریحان در هندبه معاشرت با دانشمندان هندی پرداخت و زبان سانسکریت را اموخت. طی این مدت به تالیف کتاب تحقیق ماللهند همت گماشت.


وی دانشمندی بود محقق و نکته سنج افکارش تازه و نو بودند و به دانشمندان کنونی بیشتر نزدیک بود تا به دانشمندان نسل خودش او در زمان حیاتش با بو علی سینا نیز آشنا شد و مدتی را با هم به تحقیق و آزمایش پرداختند.


از تحقیقهای او میتوان به گندمهایی که به تساعد هندسی در خانه های شطرنج قرار داده میشوند. ساده کردن تصویر جسمها برای تسطیح کره، تعیین دقیق عرض و طول جغرافیای شهرها اشاره کرد.


او ثابت کرد که زمین کروی است.


در هنگام مرگ هم دست از دانش اندوزی بر نداشت و هنگامی که در بستر مرگ بود از دوست و همکارش تقاضا کرد که مساله ای علمی را که زمانی با هم درمورد آن تحقیق میگردند باز گوید.


هنگامی که دوستش با تعجب به او گفت: اکنون چه وقت پرسیدن این مطلب است؟ ابوریحان پاسخ داد: این مساله را بدانم و بمیرم یا نا دانسته و نادان بمیرم؟


ابوریحان بیرونی در سال 440 ه.ق و در سن 70 سالگی در غزنه در گذشت. 




موضوعات مرتبط: زندگی نامه دانشمندان ,
تاریخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390
نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

ابو علی سینا یکی از معروفترین دانشمندان ایرانی است که سالها قبل کتابهایش در دانشگاههای اروپایی تدریس می شدند . او فیلسوف ، پزشک، ریاضی دان و منجم بود.


ابو علی سینا در سال 370ه-ق در یکی از توابع بخارا به دنیاآمد. مادرش نام او را حسین گذاشت. ابو علی سینا یا ابن سینا،ملقب به شرف الملک و شیخ الرءیس، از پنج سالگی شروع به درس خواندن کرد. او در بخارا نزد ابوعبدالله ناتلی منطق و پزشکی و ریاضی را فراگرفت. هفده ساله بود که نوح بن منصور سامانی را درمان کرد و با این عمل موجب شد که کتابخانه سلطنتی در اختیارش قرار گیرد. در بیست و دو سالگی پدرش را از دست داد. در همین ایام دولت سامانی رو به انقراض بود و غزنویان بر بخارا دست یافتند. در ان زمان سلطان محمود دانشمندان را به دربار خود فرا می خواند. ابو علی سینا از این امر سر باز زد و به گرگانج رفت و به خدمت خوارزمشاه علی بن مأمون و سپس به خدمت جانشین او مأمون بن محمد پیوست و نزد انان تقرب یافت.


پس از ان که محمود غزنوی بر خوارزم تسلط یافت، او پنهانی خوارزم را ترک گفت و سپس به فسا و ابیورد و طوس و گرگان رفت. در بازگشت از گرگان، ابو عبید جرجانی به خدمت او پیوست. ابو علی سینا سفرهای بسیاری کرد تا این که در سال 404 ه-ق به ری  رفت. بعد از 405 ه-ق به قزوین و سپس به همدان نزد شمس الدوله دیلمی رفت و وزیر شمس الدوله دیلمی شد. پس از مرگ شمس الدوله ، جانشین او سماءالدوله ، ابن سینا را زندانی کرد. اندکی بعد، پس از ان که غرامتی را که سماءالدوله مقرر کرده بودپرداختند، از زندان ازاد شد و به اصفهان نزد علاءالدوله رفت و در انجا مورد احترام قرار گرفت و به تدریس و تألیف پرداخت.سرانجام در سفری که با علاءالدوله به همدان رفت، بر اثر بیماری قولنج در گذشت.


ابو علی سینا با دانشمندان بزرگ دیگری نیز در ارتباط بود. او در خوارزم با ابوریحان بیرونی، ابو سهل مسیحی و ابو نصر عراقی ارتباط داشت. از شاگردان ابو علی سینا می توان به ابو الحسن بهمنیار ، ابن مرزبان، ابن زیله، ابو عبید و معصومی اشاره کرد.


از تیزهوشی ابو علی سینا حکایتها نقل کرده اند،اما او از بیان گفتار زشت و سخنان تند نسبت به فضلای معاصر خود و گاهی قدما ترس و واهمه نداشت. تا جایی که در سؤال و جوابهای علمی با ابوریحان سخنان درشتی بر زبان راند.


در شرق، ابو علی سینا به عنوان فیلسوفی بزرگ و در غرب به عنوان پزشک شهرت دارد. در زمان حیات،بو علی را کافر می خواندند، در حالی که وی اولین کسی است که در اسلام کتب جامع و منظم فلسفه نگاشته است.


او اولین دانشمندی است که در ایران بعد از اسلام درباره تعلیم و تربیت آثاری نوشته است .از آثار فلسفی ابو علی سینا میتوان به دانشنامه علاءی و مبدأ و معاد اشاره کرد و نظریات تربیتی او در 3 کتاب و به زبان عربی و بنام رساله تدابیر المنازل ، فن سوم از کتاب اول قانون و کتاب شفا آمده اند. کتاب قانون او در طب است .


آرامگاه ابو علی سینا در شهر همدان است.





موضوعات مرتبط: زندگی نامه دانشمندان ,
تاریخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390
نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

زندگینامه دکتر حسابی: 

سید محمود حسابی در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادری تفرشی در تهران زاده شدند. پس از سپری نمودن چهار سال از دوران کودکی در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) ع عازم شامات گردیدند. ظ در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت, با تنگدستی و مرارت های دور از وطن در مدرسه کشیش های فرانسوی آغاز کردند و همزمان, توسط مادر فداکار , متدین و فاضله خود(خانم گوهرشاد حسابی) , تحت آموزش تعلیمات مذهبی و ادبیات ادبیات فارسی قرار گرفتند. استاد, قرآن کریم را حفظ و به آن اعتقادی ژرف داشتند. دیوان حافظ را نیز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدی, شاهنامه فردوسی, مثنوی مولوی, منشات قائم مقام اشراف کامل داشتند.شروع تحصیلات متوسطه ایشان مصادف با آغاز جنگ جهانی اول, و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو, پس از دو سال تحصیل در منزل برای ادامه به کالج آمریکایی بیروت رفتند و در سن هفده سالگی لیسانس ادبیات, در سن نوزده سالگی, لیسانس بیولوژی و پس از آن مدرک مهندسی راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه کشی و راهسازی, به امرار معاش خانواده کمک می کردند. استاد همچنین در رشته های پزشکی, ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات آکادمیک پرداختند.شرکت راهسازی فرانسوی که استاد در آن مشغول به کار بودند, به پاس قدردانی از زحماتشان, ایشان را برای ادامه تحصیل به کشور فرانسه اعزام کرد و بدین ترتیب در سال1924 (م) به مدرسه عالی برق پاریس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصیل شدند.همزمان با تحصیل در رشته معدن, در راه آهن برقی فرانسه مشغول به کار گردیدند و پس از پایان تحصیل در این رشته کار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ایالت "سار" آغاز کردند. سپس به دلیل وجود روحیه علمی, به تحصیل و تحقیق, در دانشگاه سوربن, در رشته فیزیک پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بیست و پنج سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را , با ارائه رساله ای تحت عنوان "حساسیت سلول های فتوالکتریک", با درجه عالی دریافت کردند استاد با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنایی داشتند وایشان در چند رشته ورزشی موفقیت هایی کسب نمودند که از آن میان می توان به دیپلم نجات غریق در رشته شنا اشاره نمود.پروفسور حسابی به دلیل عشق به میهن و با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور به ایران بازگشت و با ایمان و تعهد, به خدمتی خستگی ناپذیر پرداخت تا جوانان ایرانی را با علوم نوین آشنا سازد. پایه گذاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی, دانشکده های فنی و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین, ایشان را به نام پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران در کشور معروف کرد. حدود هفتاد سال خدمت علمی ایشان در گسترش علوم روز و واژه گزینی علمی در برابر هجوم لغات خارجی و نیز پایه گذاری مراکز آموزشی, پژوهشی, تخصصی, علمی و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار می رود که برای نمونه به مواردی اشاره می کنیم 

_(اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر 

_ اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک) 

_ پایه گذاری اولین مدارس عشایری کشور 

_ پایه گذاری دارالمعلمین عالی 

_ پایه گذاری دانشسرای عالی 

_ ساخت اولین رادیو در کشور 

_ راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور 

_ راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور 

_ راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور 

_ راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران 

_ تعیین ساعت ایران 

_ پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران, به نام بیمارستان "گوهرشاد" 

_ شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی 

_تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران 

_ پایه گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران 

_ پایه گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران 

_ پایه گذاری شورای عالی معارف 

_ پایه گذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران 

_ پایه گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گام های موسیقی ایرانی به روش علمی 

_ پایه گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی 

_ پایه گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران 

_ پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران 

_ پایه گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران 

پایه گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره ها در شیراز 

_ پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان 

_ پایه گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهش های موسیقی 

_ پایه گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران 

_ ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران) 

_ تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی استاندارد 

تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت 

_ پایه گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش و صنعت در الکترونیک, فیزیک, فیزیک اپتیک, هوش مصنوعی) 

_ راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در کشور 

_ ایجاد اولین کارگاه های تجربی در علوم کاربردی در ایران 

_ ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور



موضوعات مرتبط: زندگی نامه دانشمندان ,
تاریخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390
نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

جرزی نیمنجرزی نیمن در سال  1894 از پدر و مادری لهستانی در شهر «بن دری» زاده شد. این شهر به علت تغییر و تحولات مکرر مرزی در اروپای شرقی در دوره هایی بین کشورهای رومانی، اوکراین و مولداوی دست به دست شده است. وی در سال 1912 برای خواندن ریاضیات به دانشگاه «خارکوف» وارد گردید و با اتمام دوره ی کارشناسی در سال 1917 برای کسب آمادگی جهت احراز منصب مدرسی، در این دانشگاه ماندگار شد، و نیز در همین زمان از طرف «انستیتو تکنولوژی خارکوف» سمت استادی به وی اعطا گردید.

در پائیز سال 1920 وی به کسب مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه فوق و احراز کرسی استادی در همان دانشگاه نائل آمد. نیمن تا زمانی که بیش از 27 سال از عمرش گذشته بود، از دو نظر در «اتروا» بسر می برد: هم از این جهت که در یک شهرستان دور از مرکز زندگی می کرد و هم اینکه از اقلیت های نژادی به شمار می آمد.

وی پس از اینکه در سال 1921 مطلع شد که می خواهند دستگیرش کنند، به خانه ی یکی از خویشاوندانش در یکی از روستاها پناه برد و در آنجا برای تأمین معاش به تعلیم فرزندان روستایی می پرداخت.

در تابستان همان سال، پس از خاتمه ی جنگ روسیه و لهستان به دنبال حصول موافقت نامه ای بین دو کشور به منظور مبادله ی اتباع، وی به «خارکوف» بازگشت و از آنجا به شهر «بیدگوشج» در شمال لهستان عزیمت نمود و در «انستیتو ملی کشاورزی» به عنوان کارشناس ارشد آمار مشغول به کار شد. در همانجا بود که وی دو مقاله ی مفصل در مورد آزمایش های کشاورزی به چاپ رساند.

نیمن در سال 1923 درجه ی دکترای خود را از دانشگاه ورشو دریافت نمود و از کاری که در «بید گوشج» انجام داده بود، به عنوان تز دکترایش استفاده نمود. در سال 1925 موفق به دریافت یک بورس دولتی برای یک سال تحصیلی در لندن در محضر «کارل پیرسون» گردید. پیرسون به نیمن توصیه کرد که قسمت دوم مطالعات خود را د ر روزنامه ی انگلیسی «بایومتدیکا» (نشریه آمار حیاتی)، مجددا به چاپ برساند. اما پیرسون معتقد بود که اظهار نیمن در آخر این مقاله مبنی بر اینکه تنها در نمونه گیری از یک جمعیت نرمال، میانگین حسابی نمونه و واریانس نمونه مستقل از هم خواهند بود، اشتباه است.

هنگامی که نیمن تلاش کرد که (با انگلیسی دست و پا شکسته و در مقابل دیگر دانشجویان پیرسون) به وی بفهماند که بین استقلال و عدم وجود ارتباط غلط بحث کرده است، پیرسون صحبت او را قطع کرد و گفت: «آقای نیمن، این صحبت شما شاید در لهستان صحت داشته، اما در اینجا صحت ندارد». وی نهایتاٌ ایده خود را برای «اگون پیرسون» توضیح داد و نهایتاٌ اگون پدرش را متقاعد کرد که، ایده ی نیمن اشتباه نیست.

ظاهراٌ مقاله ی سال 1925 چندان مورد توجه قرار نگرفت مگر در سال 1927 با چاپ مقاله ی انتقادی در نشریه انجمن سلطنتی بریتانیا توسط «میجر گرین وود» و «لیون ایریس» که معترض شده بودند که نیمن در مقاله ی خود از «چوپروف» آمار شناس روس که در همان ایام وفات یافته بود، یاد و تقدیر نکرده است.

وی پس از چندی با کمک کارل پترسون توانست اتهامات ذکر شده را رفع نماید.اگرچه مقالات 1923 و 1926 نیمن در بهبود مفهوم و مضمون تئوری نمونه گیری از جمعیت های متناهی چندان اثر بخش نبود ولی گاهی مهم به شمار می آید.

وی در سال 1934 مقاله ای به چاپ رساند که نقطه ی عطفی در کارهایش به حساب می آید. در این مقاله نیمن جزئیات اصلی نمونه گیری را به خوبی تجزیه و تحلیل کرده و عقاید خود را با باورهای دیگران تلفیق و با موفقیت ایده نمونه گیری هدف دار را از اعتبار ساقط کرد. نیمن در تدوین روش آماری و شیوه های جدید برای طرح آمارگیری های نمونه ای سهم بسزایی داشته است.

عده ای می گویند که نیمن روی دوش غولها ایستاده است و این مسئله را مطرح کرده اند که نیمن مدیون مکتب نمونه گیری روسی تحت رهبری چوپروف میباشد.




موضوعات مرتبط: زندگی نامه دانشمندان ,
تاریخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390
نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

فیلیپ لناردفیلیپ لنارد برنده جایزه فیزیک نوبل سال 1905 به پاس انجام پژوهش هایی در اشعه کاتودیک است. وی در شمار ماهرترین فیزیکدانان آزمایشگر زمان خویش بود. اما نتایج کارهای آزمایشگاهی وی غالباً به صورت تایید تجربی پیش بینی های تئوریکی بودند که دیگران از قبل آنها را ضمیمه فیزیک تئوری کرده بودند.

لنارد در پوتزونی چکسولواکی که بعداً پرسبورگ، و پس از آن نیز براتیسلاوا، نامیده شد، به دنیا آمد. پدر وی یک تاجر ثروتمند شراب بود و میل داشت که وی که تنها فرزندش بود به تجارت پدری خود ادامه دهد. اما او به آموزش عالی روی آورد و در دانشگاه های بوداپست، وین، برلین، و هایدلبرگ زیر نظر اساتیدی چون بنزن هلمهولتز،‌ کونیکزبرگر و کوئینک به تحصیل فیزیک پرداخت. لنارد در پی دریافت درجه دکترای خود از دانشگاه هایدلبرگ در سال 1886، برای مدتی در شهرهای دانشگاهی برسلو، آخن و کیل به کار تدریس پرداخت. وی آنگاه در سال 1907 با سمت استاد فیزیک تجربی (یا عملی) دانشگاه هایدلیرگ جانشین استاد سابق خود کوئینک شد. لنارد قسمت عمده عمر خود را در این شهر یعنی شهر هایدلبرگ گذرانید.

از کارهای اولیه ی لنارد یکی انتشار مقاله ای در سال 1887 بود که وی در آن علت الکتریسته دار بودن هوای مجاور آب در حال ریزش یک آبشار و منفی بودن علامت بار آن و نیز مثبت بودن بار الکتریکی خود آب را توضیح داد. وی این کار را به کمک انجام و نیز تشریح آزمایشی که به رساناهای سریع آب به صورت وارسی بود مانند (اسپری) مربوط می شد صورت داده بود. کار دیگر روی ابداع یک نوع وسیله ی آشکار ساز با استفاده از سیمی از جنس بیسموت و برای کشف و سنجش مقدار میدان های مغناطیسی بود (1888). بررسی های بعدی وی در زمینه ی یونیزاسیون ناشی از اشعه ی ماوراء بنفش (1889) و خواص الکتریکی شعله ها (1902) بود. لنارد در این بررسی ها نشان داد که برای اینکه الکترونی بتواند اتمی را یونیزه نماید، انرژی آن از مقدار حداقل معینی نباید کمتر باشد، براوردی که او از این مقدار (پتانسیل یونیزاسیون) به عمل آورد مقدار 11 ولت بود.

شهرت اصلی لنارد بیشتر به خاطر پیشگامی وی در بررسی خواص اشعه ی کاتودیک است. هرتزدر سال 1892 نشان داده بود که اشعه ی مذکور قادر به عبور از برگه های نازک فلزی هستند. لنارد در آن زمان دستیار وی بود و برای ادامه ی تحقیق در آن زمینه حباب اشعه ی کاتودیک جدیدی ساخت که دارای دریچه ای (اینک موسوم به دریچه ی لنارد) بود و به آزمایش کننده کمک می کرد تا از خارج از حباب نیز به اشعه دسترسی داشته باشد. لنارد میزان جذب این اشعه را در مواد مختلف اندازه گرفت و نشان داد که میزان مذکور تناسبی تقریباً مستقیم با چگالی مواد جذب کننده دارد. افزون بر آن، وی نشان داد که قابلیت نفوذ اشعه ی کاتودیک در مواد همراه با افزایش ولتاژ (تولید آنها) افزایش می یابد. لنارد مانند: پرین، وین و تامسون با آزمایش نشان داد که اشعه ی کاتودیک جنساً ذراتی با بار الکتریکی منفی هستند. وی مدعی داشتن حق تقدم در این کشف بود.

لنارد در پی مشاهده ی عبور ذرات پر انرژی (یا سریع السیر) کاتودیک از درون اتم مواد، نظریه ای ارائه داد که به موجب آن بارهای الکتریکی مثبت و منفی در درون اتم به صورت زوج هایی (بنام دینامیدها) گروه بندی شده بودند. لنارد البته در این ظن خود که فضای درون اتم فضایی نسبتاً خالی است محق بود اما مدل اتمی که سرانجام مورد قبول همگان قرار گرفت مدل منظومه ای اتم پیشنهادی راترفورد بود.

لنارد از اینکه در آزمایش های خویش درباره ی اشعه ی کاتودیک موفق به کشف اشعه ی ایکس نگشته و این توفیق نصیب رونتگن شده بود، سرخوردگی عمیقی پیدا کرده بود. در بررسی هایش در نور تابشی اتم های مواد نیز وی سبب تابش نور را دور شدن الکترون از اتم و بازگشت آن دانست اما مدلی که سرانجام مورد قبول واقع گردید مدل راترفورد-بوهر بود. لنارد در سال 1902 و در زمان اشتغال در دانشگاه کیل، به کشف چند خصوصیت مهم پدیده فتوالکتریک دست یافت. که مدتی بعد انیشتین با استفاده از مفهوم کوانتای پلانک تعبیر تئوریک آنها را ارائه نمود.

لنارد در شروع جنگ جهانی اول تمایلات فوق ناسیونالیستی از خود بروز می داد و در نوشته های خود دانشمندان انگلیسی را متهم به مخفی نگاهداشتن کشفیات پژوهشی آلمان ها و قلمداد کردن آنها به نام خود می کرد. وی بعد از شکست آلمان در آن جنگ دانشجویان خود را علیه جمهوری ویمار و به مسلح شدن مجدد آلمان بر می انگیخت. لنارد که یک فیزیکدان آزمایشگر بود تئوری های فیزیکی مشکل آمیخته به ریاضی را که اینک در عرصه پژوهش نقش های مهمی را ایفاء می کردند،‌ موافق با طبع و خوشایند خود نمی دید. او به تئوری های جدید فیزیک بر چسب فیزیک دگماتیک یهودی زده و در مقدمه تألیف چهار جلدی خود به نام «فیزیک آلمان» (37-1936) چنین سخن گفته بود: «خواهند پرسید چرا فیزیک آلمان؟ من می توانستم بنویسم فیزیک نژاد آریا، یا فیزیک انسان نوردیک، فیزیک کاشفین واقعیت و جویندگان حقیقت، دانش کسانی که خود بنیانگر دانش های طبیعی بوده اند، ماهیت علم را مانند ماهیت هر محصول دیگر کار انسان، نژاد تعیین می کند.»

لنارد در سال 1894 که هرتز در سن 36 سالگی در گذشت، وقت خود را سخاوتمندانه صرف تدوین و انتشار مجموعه کارهای علمی او کرد اما بعداً که پای بند ایدئولوژی خود شد، در کتاب سال 1929 خویش به نام «طبیعی دانان بزرگ» (کتابی که بعداً در سال 1935 ترجمه انگلیسی آن با عنوان «مردان بزرگ علم» منتشر شد) افشاء نمود که یک دوگانگی شخصیت در هرتز کشف کرده و خانواده پدری وی را یهودی یافته است. در باور لنارد کارهای تئوری هرتز ارثیه ای بودند که از نسب یهودی وی به او رسیده بودند. دیگر اینکه به روایت ماکس بورنلنارد در کنفرانس باد نوهایم که در سال 1920 درباره تئوری نسبیت برگزار شد،‌ حملات تند و شرورانه ای به اینشتین کرد، حملاتی که در آن هیچ کوششی برای پنهان نگاه داشتن تعصبات ضدنژاد سامی، بعمل نیامده بود.

لنارد از روزهای نخست اوج گیری سوسیالیزم ملی از قهرمانان آن به حساب می آمد و بر پایه این مطلب، هیتلر به این برنده جایزه نوبل ارج بسیاری می نهاد. لنارد بر خلاف سایر دانشمندان آلمانی که هیتلر را فردی نیمه درس خوانده (یا نیمه تحصیلکرده) می دانستند، از آغاز کار هیتلر حامی وی بود و هیتلر با داشتن مشاوری مانند او در فیزیک، در سخنان خود گه گاه از فیزیک هسته ای به نام فیزیک یهودی نیز نام می برد. هیتلر حمایت خود را از این شاخه از علم مدتها به تاخیر انداخت. این رویه او و همچنین اقدام حکومت وی در اخراج دانشمندان یهودی از «رایش سوم» برای او بسیار گران تمام شد و آسیب زیادی به برنامه تهیه سلاح اتمی در آلمان وارد ساخت.

لنارد در پایان جنگ جهانی دوم در سن 83 سالگی، هایدلبرگ را برای همیشه ترک گفت و به دهکده مسلهاوزن رفت. وفات او دو سال بعد یعنی در 1947 و در همین مکان اتفاق افتاد.




موضوعات مرتبط: زندگی نامه دانشمندان ,
تاریخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390
نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

نیلز گوستاو دالندالن برنده ی جایزه ی نوبل فیزیک سال 1912 برای اختراع رگولاتورهای خودکار و انباره های حاوی گاز مخصوص فانوس های دریایی است.

نیلز گوستاو دالن، ملقب به خیرخواه ملاحان، در سال 1869 در شهر اشتنستورپ واقع در جنوب سوئد، به دنیا آمد. پدرش کشاورزی بود که در مزرعه ی خود گاوهای شیری نگهداری می کرد. اما نیلز به مهندسی علاقه داشت، و پس از اتمام تحصیلات متوسطه اش وارد انستیتو چالمرز شهر گوتبرگ گردید و در 1896 به عنوان مهندس مکانیک از آن مؤسسه فارغ التحصیل شد. اولین فعالیت های تجربی او کار روی توربین های هوای داغ ، کمپرسورها و تلمبه های هوا بود، که بخش عمده ای از آنها را در کارگاه های شرکت دولاوال، که سازنده ی توربین های بخار بود، انجام داد.

دالن در فاصله ی سال های 1900 و 1905 یکی از دو شریک شرکتی بود که برای بهره برداری از اختراعات تأسیس شده بود. دالن به مدت 2 سال نیز مدیر فنی شرکت کاربید و استیلن سوئد بود و در 1909 که این شرکت به شرکت انباره ی گاز سوئد تغییر نام داد، مدیر اداری آن شد. از مهم ترین خدمات دالن تبدیل گاز استیلن به ماده ی مفیدی بود برای به کار رفتن در وسایلی که شب ها کشتی ها را در پیدا کردن راهشان کمک می کردند. او برای این کار استیلن را در استون حل کرد و محلول حاصل را با فشار وارد ماده ی متخلخل "آگای" درون بشکه ی فولادی، با فشار داخلی 10 اتمسفر، کرد. تحت چنین فشاری بشکه 100 برابر حجم خود گاز می گرفت. این روش خطر بروز انفجار در اثر ضربه را از میان می برد و به این ترتیب منبع سوخت مطمئن و قابل حملی برای روشن کردن فانوس های دریایی و مشعل های شناور راهنما به دست آمد. دالن سوپاپ گازی ای نیز برای متناوب کردن نور فانوس ها اختراع کرد؛ او همچنین برای صرفه جویی در مصرف گاز شیر خودکاری اختراع کرد که با غروب آفتاب فانوس را روشن می کرد و با طلوع آفتاب آن را خاموش می ساخت.

رونالد کلارک در شرح حالی که در 1977 از توماس ادیسون نوشته، توضیح داده است که کمیته ی گزینش نامزدهای دریافت جایزه ی نوبل سال 1912 تصمیم به اعطای جایزه مشترکاً به ادیسون و نیکلا تسلا مخترعین آمریکایی، گرفته بود، اما تسلا به خاطر مشکلی که با ادیسون داشت از مشارکت در این جایزه سرباز زد و در نتیجه جایز به دالن اعطا گردید.

دالن در انفجاری که در سال 1912 طی یک آزمایش روی داد به سختی زخمی شد و بینایی خود را از دست داد، در نتیجه او نتوانست در مراسم دریافت جایزه ی نوبل که دو یا سه هفته بعد برگزار شد، شرکت کند و به جای او برادرش که استاد طب بود در مراسم حضور یافت. دالن به رغم حادثه ای که روی داده بود تا به هنگام مرگ (سال 1937) با روحیه ی بسیار بالا کارهای پژوهشی خود را سرپرستی کرد.




موضوعات مرتبط: زندگی نامه دانشمندان ,
تاریخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390
نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

کریستین دوپلرکریستیـن دوپلـر اهـل خانـواده ای سنگ تـراش بـود کـه در سالزبورگ اتریش کسب و کـار موفقی داشتند. کسـب و کـار موفق منجـر بـه سـاخـت یـک خـانـه ی خـوب در هـانیبـال پـلاتـز در سـالـزبـورگ، در نزدیکـی یک رودخانه شـد.

سنت خانواده ی دوپلر او را وامیداشت تا به کسب و کار خانوادگی یعنی سنگ تراشی بپردازد. با این حـال، او خیلی ضعیف بود و هرگز کاملا سلامت نبود بنابراین او نمی توانست سنت خانواده را دنبال کند.

دوپلـر بـه مدرسه ی ابتدایـی در سالـزبورگ و سپس بـه مدرسـه ی متوسطـه در لینز رفت. پدر و مادر او از پتانسیل دانشگاهی او مطمئن نبودند و به توصیـه ی استـاد مشـاوره ی ریـاضیـات دانشگـاه سالزبـورگ، بـه رشته ی ریاضیات در دانشگاه پلی تکنیک در ویـن مشغول بـه تحصیـل شد. او مطالعات خود را در رشته ی ریاضی ادامه داد و در سال 1825 فارغ التحصیل شد. بعد از این او به سالزبورگ بازگشت، سپس به دانشگاه وین رفت و در آنجا در مورد ریاضیات عالی، مکانیک و نجوم به مطالعه پرداخت.

دوپلر بعد از پایان تحصیلات خود در سال 1829 به عنوان استادیار ریاضیـات عالی و مکانیک توسط پروفسور بورگ در دانشگاه منصوب شـد. او چهـار مقالـه ی ریاضیات خود را در طول چهار سال به عنوان دستیار بورگ منتشر کرد و برای اولین بار نظریه ی تشابه در هندسه را تکمیل کرد. سپس به مدارس لینز سالزبورگ دعوت شد و در آنجا علاوه بر ریاضیات به تدریس جبر، هندسه نظری و حسابداری در دانشکده فنی مشغول شد.

دوپلر 18 ماه را به عنوان حسابدار در یک کارخانه نخ ریسی صرف کرد. این دوره اندوه و مشکلات بسیاری را برای دوپلر بوجود آورد. جای تعجب نیست که او تصمیم به فروش دارایی خود کرد و بعد به امریکا مهاجرت کرد. افکار و رویای دوپلر بلند پروازانه بود به همین خاطر تدریس ریاضیات پایه در مدرسه فنی تا حد زیادی به میل او نبود. او برای بدست آوردن پست استادی ریاضیات عالی در پلی تکنیک پراگ تلاش کرد ولی موفق نشد. با این حال در طول سال های 38ـ1836 او قادر به تدریس ریاضیات عالی در دانشگاه پلی تکنیک به مدت چهار ساعت در هفته شد.

در 3 اکتبر 1839 وی در آزمونی جهت تعیین استادی شرکت کرد و در سال 1841 به طور رسمی به عنوان استاد شناخته شد. دوپلر علاوه بر ریاضیات به تحقیق درباره ی فیزیک و مکانیک، در مورد پدیده های مختلف از جمله حرکت شناسی مشغول شد و در این راه به نتایج خوبی رسید.

از فوریه 1843 آزمونی به دو صورت شفاهی و کتبی برای تعیین سطح دانشجویان برگزار شد که دوپلر به عنوان استاد ارشد به بررسی 256 دانشجو در 17 روز به صورت کتبی و شفاهی پرداخت. سؤالات کتبی از علوم حساب و جبر طرح شده بودند که حداقل زمان پاسخگویی 6 ساعت در یک روز بود. پس از آزمون دانشجویان به بیش از حد سخت بودن سؤالات اعتراض کردند که مورد بررسی قرار گرفت و این باعث توبیخ رسمی دوپلر شد که در نهایت به اخراج او انجامید.

به دلیل نا آرامی های سیاسی در سال 1848 دوپلر یک بار دیگر به وین پناه می آورد. اکنون دوپلر یکی از چهره های مهم در زمینه ی تحقیقات حرکت شناسی محسوب می شود. او در 17 ژانویه ی 1850 به عنوان اولین مدیر مؤسسه ی جدیدی از فیزیک در دانشگاه وین منصوب شد. اکنون دوپلر به نقطه ی بالایی از زندگی خود رسیده است، وی از طریق تجربیات و موقعیت خود به این مهم دست یافته است.

دوپلر توانایی های خود را از طریق انتشار آثار متعدد در رشته های ریاضی و فیزیک، به جامعه ی علمی نشان داد. بنابراین بولزانو (Bolzano) که خود مبتکری بزرگ در ریاضی بود، دریافت که دوپلر نابغه است. بولزانو در سال 1842 به پراگ نقل مکان کرد و در آنجا به عنوان وزیر بخش ریاضیات انجمن سلطنتی علوم برگزیده شد. بولزانو با دوپلر همچنان در تماس بود؛ او در مورد دوپلر می نویسد:

«دوپلر در کمتر از چند هفته مرا با ایده های جالب خود هیجان زده کرده است، به طوری که من شب و روز به آن ها فکر می کنم.»

بولزانو، دوپلر را به عنوان یک فرد با فکری روشن به انجمن سلطنتی معرفی کرد. دوپلر در تاریخ 25 مه 1842 در یک سخنرانی ده دقیقه ای گزارشی از نور ستاره های دوتایی و بعضی ستاره های دیگر آسمان در کاغذهای رنگی ارائه داد. دوپلر به صحبت در مورد یک پدیده ی فوق العاده از نورهای رنگی بعضی ستاره های دوتایی و سایر ستارگان پرداخت. او در توضیح این پدیده ی قابل توجه به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از تئوری برادلی پی برد. مقاله ی ارائه شده برای اولین بار اثر دوپلر را که ارتباط فرکانس با سرعت نسبی بین منبع و ناظر بود را توضیح می داد. اثر دوپلر تا این مرحله در بعضی از آزمایشات موفق عمل کرد، ولی در بعضی آزمایشات هم دچار نقص هایی بود.

اثر دوپلردر سال 1845 دوپلر آزمایشی را به کمک نوازندگان در قطار در دو حالت که قطار به او نزدیک یا از او دور می شد، انجام داد. دوپلر در سال 1846 نسخه ی بهتری از اصل خود را منتشر کرد که به جای در نظر گرفتن حرکت نسبی، حرکت منبع و ناظر به طور جداگانه در نظر گرفته می شد. این اصل توانست از همه ی آزمایشات سربلند بیرون آید و همه را متقاعد کند.

ایده های جدیدی به طور مستمر به ذهن او می آمدند که موجب ابداع بسیاری از ابزارها به ویژه برای هدایت نوری بود. او ایده های بسیاری داد، ولی خیلی کم آنها را به طور عملی انجام داد. البته بسیاری از ایده های او را می توان شروعی برای کشف های مهم آینده دانست.

دوپلر علی رغم پشتیبانی زیاد از طرف بولزانو و رابطه ی خوبش با جامعه ی سلطنتی به دلیل مشکلاتی نتوانست عضو این جامعه شود.

در سال 1837 زمانی که مقاله ی اول دوپلر توسط جامعه ی سلطنتی مشاهده و بررسی شد، بولزانو در گزارشش از جامعه ی سلطنتی خواست که دوپلر نیز جزء این جامعه شود. اما با وجود رأی گیری در سال بعد، دوپلر رأی نیاورد. بالاخره در تاریخ 28 ژوئن 1840 دوپلر پس از رأی گیری با نتیجه ی هفت موافق در مقابل پنج مخالف، عضو عادی این انجمن شد. در سال 1847 از طرف جامعه ی سلطنتی به عنوان معاون وزیر امور خارجه برگزیده شد و به یکی از رهبران جامعه تبدیل شد.

دوپلر در سال 1848 به عضویت عادی آکادمی سلطنتی علوم در وین در آمد و دکترای افتخاری از دانشگاه پراگ به او اعطا شد. بازه ی زمانی که دوپلر برای اولین بار مدیریت مؤسسه ی فیزیک دانشگاه وین را به عهده داشت، بسیار کوتاه بود.

دوپلر در نوامبر 1852 سلامتی خود را با مشکلات شدید ریوی از دست داد. او به امید بهبودی بیماری اش به ونیز که دارای آب و هوای گرمتری بود سفر کرد و در پایان در ونیز درگذشت.




موضوعات مرتبط: زندگی نامه دانشمندان ,
تاریخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390
نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

کارل فردیناند براونکارل فردیناند براون برنده ی مشترک جایزه ی نوبل فیزیک سال 1909، با مارکنی، برای اختراع تلگراف بی سیم است.

در میان آنهایی که در راه اختراع تلگراف کوشیدند، براون اولین کسی بود که این کار را با اتکاء به علم و بر اساس اصول علمی کرد. او در 1897 برای توسعه ی آزمایش های خود لوله ی اشعه ی کاتودیکی اختراع کرد که لوله ی براون نامیده شد. یک شعاع کاتودیک (الکترونی) باریک در برخورد به ته پهن این لوله ی شیشه ای خالی از هوا که آغشته به یک ماده ی فلوروسانت است، لکه ی کوچک درخشانی ایجاد می کند، براون این شعاع الکترونی را در معرض تأثیر ولتاژ یا میدان مغناطیسی متغیر حاصل از امواج بی سیم خود قرار داد، و لکه ی مورد نظر متناسب با تغییرات تأثیر میدان، با حرکت روی صفحه ی فلوروسانت شکل های موجی ترسیم کرد. این اختراع براون در حوزه ی ارتباطات رادیویی دومین اختراع مهم پس از لامپ رادیویی اودیون، اختراع شده به وسیله ی لی دوفرست تلقی می شود.

فردیناند براون در 1850 در فولدا واقع در پرنس نشین هس آلمان آن زمان متولد شد. پدرش کنراد نام داشت و نام مادرش فرانسیکا بود. براون تحصیلات عالیه اش را در دانشگاه های مابورگ و برلین گذراند و سپس به همراه کوئینک و به عنوان دستیار او به دانشگاه وورزبورگ رفت. او دکترایش را از دانشگاه برلین گرفت.

فردنیاند براون از سال 1876 در دانشگاه ماربورگ، از سال 1880 در دانشگاه استراسبورگ و از سال 1883 در دانشگاه کارلسروهه استاد فیزیک تئوریک بود. براون در سال 1885 با آملی بوچلر ازدواج کرد و از او صاحب دو پسر و دو دختر شد. او در سال 1895 پس از ترک کارلسروهه در دانشگاه توبینگن استاد فیزیک عملی شد. او در این دانشگاه یک انستیتو فیزیک دایر کرد، در سال 1895 براون دانشگاه توبینگن را ترک کرد و به موقعیت سابق خود در هیئت علمی دانشگاه استراسبورگ بازگشت. براون به جز یک دوره ی آغازین که صرف پژوهش در مکانیک و ترمودینامیک کرد، باقی فعالیت های علمی اش را عمدتاً به تحقیق در خواص الکتریکی مواد اختصاص داد.

براون تلگراف بی سیم را در دوره ی اشتغال در دانشگاه استراسبورگ تکمیل کرد. او در این دوره موفق به تولید امواج بی سیم قوی تر و کم تر میرا، و نیز موفق به جدا کردن امواج رسیده از ایستگاه های مختلف فرستنده از یکدیگر شد. فرستنده ی ساخت مارکنی بر اساس مدار نوسان کننده ی باز کار می کرد، که مدار تابشی خوبی داشت، اما توان تشعشعی اش به اندازه ی کافی قوی نبود. اما براون فرستنده ای مبتنی بر مدار بسته ابداع کرد، با توان تشعشعی به مراتب قوی تر، که در آن با حفظ توان تشعشعی از ضایعات نیز جلوگیری شده بود.

براون در بیستم آوریل 1918 (مقارن با جنگ جهانی اول) در حالی که در پی شکایتی از سوی یک دفتر حقوقی آمریکایی در رابطه با بهره برداری غیر مجاز از یک اختراع، در آمریکا به سر می برد، در خانه ی پسر خود در بروکلین درگذشت.




موضوعات مرتبط: زندگی نامه دانشمندان ,
تاریخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390
نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

"فرانک شروود رولند" دانشمندی که درباره نازک و سوراخ شدن لایه اوزن به جهان اخطار داد، در سن 84 سالگی درگذشت.

به گزارش خبرگزاری مهر، دلیل مرگ این دانشمند بزرگ ابتلا به بیماری پارکینسون عنوان شده است. وی در سال 1995 به خاطر کمک به کشف ماده شیمیایی و معلق در هوا که در تولید اسپری و گاز یخچالها به کار گرفته می شدند و تاثیر آن بر روی سوراخ شدن لایه اوزن موفق شد نوبل شیمی را از آن خود کند.

رولند به همراه دو دانشمند دیگر در دهه 1970 دریافتند که این ذرات معلق در هوا که به CFC ها شهرت دارند از پایداری بالایی برخوردارند و همین پایداری باعث شده تا این ذرات در اتمسفر زمین باقی بمانند و این رویداد، یعنی حضورCFC ها در معرض ماورا بنفش نور خورشید آنها را به ذراتی تبدیل می کند که می توانند لایه اوزن را از بین ببرند.

این یافته در سال 1974 در نشریه نیچر منتشر شد اما نتوانست بلافاصله توجه مجامع علمی را به خود جلب کند و در واقع در همان ابتدا با سکوت محض مجامع علمی و صنعتی مواجه شد زیرا ایده ای بسیار نوآورانه بوده و فراتر از تفکر و مطالعات علمی آن زمان بود.

همچنین مدیران اجرایی شرکتهای تولید کننده CFC ها به سرعت نتایج این تحقیق را رد کردند زیرا از به خطر افتادن صنعت چند میلیارد دلاری خود وحشت داشتند.

در سال 1985 دانشمندان بریتانیایی از کشف حفره ای در لایه اوزن بر فراز آنتراکتیکا خبر دادند و کشف مقادیر زیادی از ذرات CFC بر روی این منطقه باعث شد تا یافته های رولند به اثبات برسد. در نهایت این ایده در سال 1987 منجر به انعقاد پیمان مونترال در بین 70 کشور شد که بر اساس آن تمامی این کشورها متحد شدند تا تولید و استفاده از CFC ها را متوقف کنند، امروز تعداد این کشورها به 196 رسیده است.

بر اساس گزارش واشنگتن پست، کشف رولند و همکارانش در واقع منجر به یکی از بزرگترین موفقیتهای زیست محیطی یعنی پیمان مونترال شد و توانست زمین را از خطر پرتوهای فرابنفش خورشیدی نجات دهد.




موضوعات مرتبط: زندگی نامه دانشمندان ,
تاریخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390
نویسنده : محمد مهدی نوریزاده

 در سال 1927 در شهر دلاوار ایالت اوهایو آمریکا به دنیا آمد.

وی در رشته شیمی تحصیلات خود را در دانشگاه شیکاگو آمریکا به پایان رساند و تحقیقات گسترده‌ای در رشته شیمی و سینتیک شیمیایی اتمسفر انجام داد.

شروود رولند در سال 1995 به همراه ماریو مولینا از مکزیک و پاول کروتزن از هلند «برای کار درباره شیمی اتمسفر به خصوص در مورد شکل گیری و تجزیه ازن» جایزه نوبل رشته شیمی را به دست آورد.

وی توانست به جهانیان ثابت کند تولید مداوم گازهای مخرب ازن می‌تواند این لایه که محافظ انسان در مقابل اشعه فرابنفش خورشید است، را تا چند دهه آینده به طور کامل تخلیه کند.

نبوغ فکری این دانشمند از کودکی مشخص شده بود، به طوریکه وی در سن 16 سالگی وارد دانشگاه شد و به سرعت توانست مدارج علمی را طی کرده و پس از اخذ مدرک دکتری در دانشگاه‌های پرینستون و کانزاس مشغول به کار شد و از سال 1956 میلادی به عنوان مدیر دپارتمان شیمی دانشگاه ایروین کالیفرنیا انتخاب شد.

شروود رولاند، برنده جایزه نوبل شیمی، به دلیل عوارض ناشی از بیماری پارکینسون، در سال 2012 و در سن 84 سالگی درگذشت.




موضوعات مرتبط: زندگی نامه دانشمندان ,
آخرین مطالب